Two Neighbors>
دو همسایه
Two Neighbors
دو همسایه
Two Neighbors
دو همسایه
Once there were two ladies who were neighbours. One of them was very fat while the other was very thin. They always kept fighting with each other. All other neighbours were fed up of their quarrels.
یک بار دو خانم همسایه بودند. یکی از آنها بسیار چاق و دیگری بسیار لاغر بود. آنها همیشه با یکدیگر دعوا می کردند. همه همسایه های دیگر از دعواهایشان خسته شده بودند.
One day, an elderly person said to both the ladies, "Why do you quarrel so much? Can't you be like the wheels of a two wheeler where one wheel compliments the other?"
یک روز پیرمردی به هر دو خانم گفت: چرا اینقدر دعوا می کنید، نمی توانید مثل چرخ های دوچرخ باشید که یک چرخ از دیگری تعارف می کند؟
At this the thin lady said, "Yes, but how can a vehicle move smoothly when one tyre is of a tractor and other of a cycle."
در این هنگام خانم لاغر گفت: "بله، اما چگونه یک وسیله نقلیه می تواند به آرامی حرکت کند در حالی که یکی از لاستیک های تراکتور و دیگری مربوط به چرخه است."
Everybody present there started laughing, hearing such a witty answer.
همه حاضران با شنیدن چنین پاسخ زیرکانه شروع به خندیدن کردند.