Waiting for the Opportunity

در انتظار فرصت

Waiting for the Opportunity

در انتظار فرصت

Waiting for the Opportunity:

در انتظار فرصت:

Once there was a lazy man who was working on a construction site. Next to the construction site was a scrap factory.

یک بار مرد تنبلی بود که در یک کارگاه ساختمانی کار می کرد. در کنار محل ساخت و ساز یک کارخانه ضایعات بود.

One day, he was having lunch, he saw some watch falling from a truck, carrying the scrap materials.

یک روز در حال صرف ناهار بود، دید که ساعتی از کامیون به پایین افتاده و مواد ضایعاتی را حمل می کند.

He took the watch and saw that it was in good condition.

ساعت را گرفت و دید که وضعیت خوبی دارد.

Then he sold the watch in the market for some money.

سپس ساعت را به مقداری پول در بازار فروخت.

The lazy man thought, “If I could get some valuable products from the scrap truck every day, I don’t have to go to work!

مرد تنبل فکر کرد: "اگر می توانستم هر روز چند محصول با ارزش از کامیون قراضه تهیه کنم، مجبور نیستم سر کار بروم!

The next day, instead of going to work at the construction site, he was waiting in the same area for the scrap truck where get the watch.

فردای آن روز به جای رفتن به محل کار در محل ساخت و ساز، در همان منطقه منتظر کامیون قراضه بود که ساعت را از آنجا تهیه کنید.

When the scrap truck came, nothing fell from it.

وقتی کامیون قراضه آمد، چیزی از آن نیفتاد.

It was just an incident that a watch fell from the truck, and it was in good condition. But the lazy man thought, “There is always tomorrow.”

این فقط یک حادثه بود که یک ساعت از کامیون سقوط کرد و وضعیت خوبی داشت. اما مرد تنبل فکر کرد: "همیشه فردایی وجود دارد."

Then he continued waiting in the same area for some more days without doing any work.

سپس چند روز دیگر بدون انجام کاری در همان منطقه منتظر ماند.

He ran out of all his money and never got anything from the scrap truck.

او تمام پول خود را تمام کرد و هرگز از کامیون قراضه چیزی به دست نیاورد.

Moral of the Story:

اخلاق داستان:

Success is not a piece of luck where we will achieve it without any effort.

موفقیت یک شانس نیست که بدون هیچ تلاشی به آن برسیم.

We should not wait for things to happen without doing anything. By luck sometimes, we might have got something. But that is not a permanent one.

ما نباید بدون انجام کاری منتظر اتفاقات باشیم. از شانس، گاهی اوقات، ممکن است چیزی داشته باشیم. اما این دائمی نیست.

When you push, things will move. Do not expect things to move by themselves.

وقتی فشار می آورید، همه چیز حرکت می کند. انتظار نداشته باشید که همه چیز به خودی خود حرکت کند.