Washerman's Donkey>
الاغ واشر
Washerman's Donkey
الاغ واشر
Washerman's Donkey
الاغ واشر
Once Akbar went to the river with his two sons and wise Minister Birbal. On the bank of the river, Akbar and his two sons took off their clothes and asked Birbal to take care of them while they took bath in the river.
یک بار اکبر با دو پسر و وزیر خردمندش بیربال به کنار رودخانه رفت. در ساحل رودخانه، اکبر و دو پسرش لباسهای خود را درآوردند و از بیربال خواستند تا هنگام غسل در رودخانه از آنها مراقبت کند.
Birbal was waiting for them to come out of the river. All the clothes were on his shoulder. Looking at Birbal standing like this, Akbar felt like teasing him, so he said to him, "Birbal, you look like as if you are carrying a washerman's donkey load."
بیربال منتظر بود تا از رودخانه بیرون بیایند. تمام لباس ها روی دوشش بود. اکبر با نگاه کردن به بیربال که اینطور ایستاده بود، دلش می خواست او را اذیت کند، پس به او گفت: بیربال، انگار بار الاغ شوینده را حمل می کنی.
Birbal quickly retorted, "Sir, Washer-man's donkey carries only one donkey's load, I am carrying three donkey's load." Akbar was speechless.
بیربال سریع پاسخ داد: "آقا، الاغ واشرمن فقط یک بار الاغ را حمل می کند، من سه بار خر را حمل می کنم." اکبر لال شده بود.