Way to Calm Mind

راه رسیدن به آرامش ذهن

Way to Calm Mind

راه رسیدن به آرامش ذهن

Way to Calm Mind:

راه رسیدن به آرامش ذهن:

Once Buddha with his followers was traveling from one town to another town. While traveling they walked by a lake. After some time they all stopped to rest.

یک بار بودا با پیروانش از شهری به شهر دیگر سفر می کردند. در حین سفر در کنار دریاچه قدم زدند. بعد از مدتی همه ایستادند تا استراحت کنند.

After all settled down one of his disciples asked him, “How can we calm mind when we have disturbing thoughts??”

بعد از اینکه آرام گرفت، یکی از شاگردانش از او پرسید: "چگونه می توانیم ذهن خود را آرام کنیم وقتی افکار ناراحت کننده ای داریم؟"

Buddha was sitting under tree and said to him,”I am feeling thirsty. Can you bring me some water from that lake??”

بودا زیر درخت نشسته بود و به او گفت: "من احساس تشنگی می کنم. آیا می توانی از آن دریاچه برای من آب بیاوری؟"

Disciple walked back to lake and noticed that some people were washing clothes. So walked some distance to get clean water and sat there to collect but as he was going to collect water a bullock cart passed by and water became muddy.

مرید به سمت دریاچه برگشت و متوجه شد که عده ای در حال شستن لباس هستند. پس مقداری راه رفت تا آب تمیزی بیاورد و آنجا نشست تا آب جمع کند، اما وقتی می‌خواست آب جمع کند، گاری گاو نر از آنجا گذشت و آب گل آلود شد.

Disciple waited but one or other things were going on there and water was still muddy. So he thought to himself that he can’t give such muddy water as it is not fit to drink so he decided to go back without water.

مرید منتظر ماند اما یک یا چیزهای دیگر آنجا در جریان بود و آب هنوز گل آلود بود. بنابراین با خود فکر کرد که نمی تواند چنین آب گل آلودی بدهد که نوشیدن آن مناسب نیست، بنابراین تصمیم گرفت بدون آب برگردد.

Disciple came back empty handed and told Buddha about it. After hour Buddha asked him to go back to lake and bring some water. Disciple went back to lake and this time he was able to find clean water. He filled pot with water and brought it back to Buddha.

مرید با دست خالی برگشت و این موضوع را به بودا گفت. پس از ساعتی بودا از او خواست که به دریاچه برگردد و کمی آب بیاورد. شاگرد به دریاچه بازگشت و این بار توانست آب تمیزی پیدا کند. دیگ را پر از آب کرد و به بودا بازگرداند.

Disciple gave water to Buddha and said, “Last time i went there was lot of mud in water but now water on the surface of lake was clean… How??”

مرید به بودا آب داد و گفت: "آخرین باری که رفتم گل زیادی در آب بود اما حالا آب روی سطح دریاچه تمیز بود... چطور؟"

Buddha replied, “When you went last time mud was unsettle and it was mixed with water on surface and water became unfit to drink but when you went after an hour mud settled down on its own.. and You got clean water that was fit for drinking..

بودا پاسخ داد: «آخرین بار که رفتی گل ناآرام بود و روی سطح با آب مخلوط شده بود و آب برای نوشیدن مناسب نبود، اما وقتی رفتی بعد از یک ساعت گل به خودی خود فرو نشست و آب تمیزی به دست آوردی که مناسب بود. نوشیدن..

Your mind is like that also when it is disturbed give it some time and it will settle down on its own.. You don’t have to put effort to calm it and with time your mind will be calm effortlessly.“

ذهن شما هم همینطور است و زمانی که آشفته می شود به آن زمان بدهید و خودش آرام می گیرد.. لازم نیست برای آرام کردنش تلاش کنید و با گذشت زمان ذهنتان بدون زحمت آرام می شود.»