Way to Make Life Better>
راه برای بهتر کردن زندگی
Way to Make Life Better
راه برای بهتر کردن زندگی
Way to Make Life Better:
راه برای بهتر کردن زندگی:
Once a man went to saint and said, “I desire to make my life better and beautiful. Please tell me Way by which I can make my Life better.”
یک بار مردی نزد قدیس رفت و گفت: "من می خواهم زندگی خود را بهتر و زیبا کنم. لطفاً به من بگویید چگونه می توانم زندگی خود را بهتر کنم."
Saint had things kept beside him. He picked up some cotton, one candle and one needle from those things and gave it to man.
سنت چیزهایی را در کنارش نگه داشته بود. از آن چیزها مقداری پنبه، یک شمع و یک سوزن برداشت و به انسان داد.
After giving these things saint said, “Here take these.. and now you can leave..”
بعد از دادن این چیزها، قدیس گفت: «اینها را بگیر و حالا میتوانی بروی.»
After taking those things man left but he was still confused because he didn’t know what to do with those things. He was thinking why saint gave him those things but was not able to understand meaning of those things and how those things can help him make his life better.
پس از برداشتن آن چیزها، مرد رفت، اما همچنان گیج بود زیرا نمی دانست با آن چیزها چه کند. او به این فکر می کرد که چرا قدیس آن چیزها را به او داد اما نتوانست معنای آن چیزها را بفهمد و چگونه آن چیزها می تواند به او کمک کند تا زندگی اش را بهتر کند.
So, he went back to saint and said, “Maharaja, I am not able to understand why you gave me all those things?? How are these things going to help me in making my life better??”
پس نزد قدیس برگشت و گفت: «مهاراج، من نمی توانم بفهمم چرا این همه چیز را به من دادی؟ این چیزها چگونه به من در بهتر کردن زندگی ام کمک می کند؟"
Saint smiled and said, “Each things i gave have deep meaning of their own.”
سنت لبخندی زد و گفت: "هر چیزی که من دادم معنای عمیقی دارد."
Saint explained..
سنت توضیح داد..
Cotton that i gave you, the beauty of cotton is that, It is used to make thread which is used to make clothes that covers that honor of every man.
پنبه ای که به تو دادم، زیبایی پنبه در این است که از آن نخی درست می کنند که برای ساختن لباس هایی استفاده می شود که آن ناموس هر مردی را می پوشاند.
Similarly, God’s man is one who helps in defending honors of others and protects them..
به همین ترتیب، انسان خدا کسی است که در دفاع از ناموس دیگران کمک می کند و از آنها محافظت می کند.
Candle that i gave you burns and melts to give light to others.
شمعی که به تو دادم می سوزد و آب می شود تا به دیگران نور بدهد.
Similarly, You should try to be like candle, a person who lights the life of others..
به همین ترتیب، شما باید سعی کنید مانند شمع باشید، فردی که زندگی دیگران را روشن می کند.
Last thing that i gave you is needle, Without needle no torn clothes can be stitched together.
آخرین چیزی که به شما دادم سوزن است، بدون سوزن هیچ لباسی پاره نمی شود به هم دوخت.
Similarly, in this world person who help to mend broken hearts and helps people at time of their need is loved by God..
به همین ترتیب، در این دنیا کسی که به ترمیم قلب های شکسته کمک می کند و در زمان نیاز به مردم کمک می کند، مورد محبت خداوند قرار می گیرد.
At end saint said, “That’s all i can teach you.”
در پایان سنت گفت: "این تنها چیزی است که می توانم به شما یاد بدهم."
After listening this, man understood the meaning of life. he thanked saint and left for his home.
پس از شنیدن این سخن، انسان معنای زندگی را فهمید. او از قدیس تشکر کرد و راهی خانه شد.
Moral: Helping Other and Protecting other without any Expectation is the Best way to Live a Beautiful Life.
اخلاقی: کمک به دیگران و محافظت از دیگران بدون هیچ توقعی بهترین راه برای داشتن یک زندگی زیبا است.