Weakness is Strength>
ضعف قدرت است
Weakness is Strength
ضعف قدرت است
Weakness is Strength
ضعف قدرت است
Everyone has their own strengths and weaknesses! Turning our weaknesses into strengths makes us unbeatable. This is an inspiring story of a 12-year-old boy Kim who defeated his weakness, by unknowingly making it his strength.
هرکسی نقاط قوت و ضعف خودشو داره! تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت ما را شکست ناپذیر می کند. این یک داستان الهام بخش از یک پسر 12 ساله کیم است که ضعف خود را شکست داد و ناآگاهانه آن را به نقطه قوت خود تبدیل کرد.
Poor Kim lost his left hand in a terrible accident. His parents could not console him. To cheer him up, his father made him join a Judo school. As the boy always wanted to learn Judo, his father thought that this would make him happy.
کیم بیچاره دست چپش را در یک تصادف وحشتناک از دست داد. پدر و مادرش نتوانستند او را دلداری دهند. برای تشویق او، پدرش او را مجبور کرد به مدرسه جودو بپیوندد. از آنجایی که پسر همیشه می خواست جودو یاد بگیرد، پدرش فکر می کرد که این باعث خوشحالی او می شود.
Everyone wondered how a single armed boy could learn Judo. However, the master happily enrolled him. He trained in Judo for about 8 months. He practiced nothing but a single stroke. He trained for all 8 months in mastering a single stroke. The boy was surprised and sometimes annoyed as his master taught him only one stroke.
همه تعجب کردند که چگونه یک پسر مجرد مسلح می تواند جودو را یاد بگیرد. با این حال، استاد با خوشحالی او را ثبت نام کرد. او حدود 8 ماه در رشته جودو تمرین کرد. او چیزی جز یک ضربه تمرین نکرد. او تمام 8 ماه را در تسلط بر تک ضربه تمرین کرد. پسر تعجب می کرد و گاهی اوقات آزرده می شد زیرا استادش فقط یک ضربه را به او یاد می داد.
Yet, he said nothing. The boy mastered the stroke and grew as nobody could excel in doing that particular stroke. The boy was picked by the master to compete in the national level Judo championship tournament.
با این حال، او چیزی نگفت. پسر در سکته مغزی تسلط یافت و رشد کرد زیرا هیچ کس نمی توانست در انجام آن ضربه خاص برتری یابد. این پسر توسط استاد برای شرکت در مسابقات قهرمانی جودو در سطح کشور انتخاب شد.
Everyone made fun of Kim and the master. How a one-handed boy could win a national championship? Even the boy was not sure about why his master chose him.
همه کیم و استاد را مسخره کردند. چگونه یک پسر یک دست می تواند قهرمان کشور شود؟ حتی آن پسر هم مطمئن نبود که چرا استادش او را انتخاب کرده است.
Surprising to other's taunting, Kim easily defeated his six contenders with his single stroke. He gradually moved to semi-finals. He struggled a bit in the semi-finals and won the match.
با تمسخر دیگران، کیم به راحتی شش رقیب خود را با تک ضربه خود شکست داد. او به تدریج به نیمه نهایی رفت. او در نیمه نهایی کمی سختی کشید و پیروز شد.
Needless to say, it surprised everyone. The final match began. The opponent was very strong and the boy could not counterattack him. The referee decided to halt the match, as the opponent could harm Kim severely. He announced a break and discussed with Kim's master to stop the match and declare the opponent as the champion of the year. Even Kim was happy that he advanced very much and happily said yes! However, his master did not want him to quit the match. He asked Kim to continue the match. Of course, with a huge effort, Kim won the match and the title. He had become the champion!
نیازی به گفتن نیست که همه را شگفت زده کرد. بازی فینال آغاز شد. حریف بسیار قوی بود و پسر نمی توانست به او ضد حمله کند. داور تصمیم گرفت بازی را متوقف کند، زیرا حریف ممکن است به شدت به کیم آسیب برساند. او اعلام استراحت کرد و با استاد کیم در مورد توقف مسابقه و اعلام قهرمان سال حریف صحبت کرد. حتی کیم هم خوشحال بود که خیلی پیشرفت کرد و با خوشحالی گفت بله! با این حال، ارباب او نمی خواست او مسابقه را ترک کند. او از کیم خواست تا بازی را ادامه دهد. البته با تلاش فراوان کیم برنده مسابقه و عنوان قهرمانی شد. قهرمان شده بود!
Kim was so surprised how he won the competition with just a single stroke. His master told him,'My dear boy, you learned the most difficult stroke in Judo that very few can master to perfection. If your opponent wants to beat you and prevent you from using the stroke, they should hold your left hand. This is the secret behind your victory!'
کیم بسیار شگفت زده شد که چگونه توانست تنها با یک ضربه برنده رقابت شود. استادش به او گفت: پسر عزیزم، تو سخت ترین ضربه را در جودو یاد گرفتی که تعداد کمی از آنها می توانند به کمال برسند. اگر حریف شما می خواهد شما را شکست دهد و از استفاده از ضربه جلوگیری کند، باید دست چپ شما را بگیرد. این راز پیروزی شماست!
If the boy turned his weakness, the loss of his left hand to a massive success, why can't we?
اگر پسر ضعف خود، از دست دادن دست چپ خود را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کرد، چرا ما نتوانیم؟