What is Compassion

دلسوزی چیست

What is Compassion

دلسوزی چیست

What is Compassion:

دلسوزی چیست:

Once a young disciple came to his master and asked him, “Master, What is Compassion?”

یک بار شاگرد جوانی نزد استادش آمد و از او پرسید: «استاد، شفقت چیست؟»

Master took him to the window and asked him to look at the beggar sitting at the corner of the street. While looking at him for some time they saw that an old lady passed by and gave him a gold coin, a merchant passed by and gave him five gold coins and a boy who passed by that beggar gave him a flower.

استاد او را به سمت پنجره برد و از او خواست به گدای که گوشه خیابان نشسته بود نگاه کند. در حالی که مدتی به او نگاه می کردند، دیدند پیرزنی از آنجا گذشت و یک سکه طلا به او داد، تاجری از آنجا گذشت و پنج سکه طلا به او داد و پسری که از کنار آن گدا رد شد، گلی به او داد.

Now master questioned disciple, “Which one of all these do you think felt most compassion for beggar?”

حالا استاد از شاگردی پرسید: "به نظر شما کدام یک از اینها بیشتر برای گدا احساس دلسوزی کرد؟"

Young disciple replied, “Merchant did..”

شاگرد جوان پاسخ داد: "تاجر انجام داد..."

Master smiled and explained, “You see that old lady passed by was infuriated by his poverty so she gave him a gold coin. Old lady acted out of pity toward that beggar.

استاد لبخندی زد و توضیح داد: «می‌بینی آن پیرزنی که از آنجا رد شد، از فقرش خشمگین شد و یک سکه طلا به او داد. پیرزن از روی ترحم نسبت به آن گدا رفتار کرد.

After that we saw a merchant noticed a small group of people who were talking about him so he gave 5 gold coins to beggar and left quickly. Merchant acted out of pride. He wanted to show off his wealth to those people and show that he has big heart and like to help others.

بعد از آن دیدیم تاجری متوجه گروه کوچکی از مردم شد که در مورد او صحبت می کردند، 5 سکه طلا به گدا داد و سریع رفت. بازرگان از روی غرور عمل کرد. او می خواست ثروت خود را به این افراد نشان دهد و نشان دهد که قلب بزرگی دارد و دوست دارد به دیگران کمک کند.

Later we saw a boy who had collected some flowers in his hands for his mother and when he passed by that beggar he smiled at him and gave him a flower. That little boy is the one who acted out of compassion”

بعداً پسری را دیدیم که برای مادرش چند گل در دستانش جمع کرده بود و وقتی از کنار آن گدا رد شد به او لبخند زد و گلی به او داد. آن پسر کوچک کسی است که از روی شفقت عمل کرد.»

Master continued and explained, “Compassion is far greater and nobler than pity. Pity has its roots in fear. When fear touches someone’s pain it becomes pity But when love touches someone’s pain it becomes compassion.

استاد ادامه داد و توضیح داد: شفقت بسیار بزرگتر و بزرگتر از ترحم است. ترحم ریشه در ترس دارد. وقتی ترس درد کسی را لمس می کند تبدیل به ترحم می شود اما وقتی عشق درد کسی را لمس می کند تبدیل به شفقت می شود.

So to understand compassion we should understand that all beings are same and suffer in similar way honor, We should honor all who suffer and know that we are neither separate nor superior to anyone.“

پس برای درک شفقت باید درک کنیم که همه موجودات یکسان هستند و به یک اندازه از شرافت رنج می برند، باید به همه کسانی که رنج می برند احترام بگذاریم و بدانیم که ما نه جدا هستیم و نه برتر از کسی.