What is Kaliyuga

Kaliyuga چیست؟

What is Kaliyuga

Kaliyuga چیست؟

What is Kaliyuga?

Kaliyuga چیست؟

Once Pandavas(except for Yudhishthira) asked Krishna, “What is Kaliyuga and what will happen during Kaliyuga?”

یک بار پانداواس (به جز یودیشتیرا) از کریشنا پرسید: "کالی یوگا چیست و در طول کالی یوگا چه اتفاقی خواهد افتاد؟"

Krishna smiled and said, “Let me demonstrate you the situation of Kaliyuga..”

کریشنا لبخندی زد و گفت: "اجازه دهید وضعیت کالییوگا را به شما نشان دهم."

Krishna took a bow and shot four arrows in four directions and asked Pandavas to bring them back. Each Pandavas went in different directions to bring those arrows back.

کریشنا یک کمان گرفت و چهار تیر به چهار جهت پرتاب کرد و از پانداوا خواست که آنها را بازگرداند. هر پانداوا به جهات مختلف رفت تا آن تیرها را بازگرداند.

When Arjuna picked an arrow, he heard a very sweet voice and turned around to see. He saw a cuckoo not only singing in spell binding voice but also eating flesh of a live rabbit who was in pain.

وقتی آرجونا یک تیر برداشت، صدای بسیار شیرینی شنید و برگشت تا ببیند. او فاخته ای را دید که نه تنها با طلسم آواز می خواند، بلکه گوشت خرگوش زنده ای را که درد می کشید می خورد.

Bhima picked arrow, where five wells were situated. He saw that four wells were overflowing with sweet water and surprisingly the well in middle of those four well was completely empty.

بهیما فلش را برداشت، جایی که پنج چاه در آن قرار داشت. دید که چهار چاه پر از آب شیرین است و در کمال تعجب چاه وسط آن چهار چاه کاملا خالی است.

Nakula picked arrow from a place where he saw that cow was about to give birth. After giving birth cow started to licking calf to clean him but even after that cow continued licking calf. People separated them with great difficulties and by time calf was injured badly.

ناکولا تیر را از جایی که دید گاو در شرف زایمان است برداشت. بعد از زایمان گاو شروع به لیسیدن گوساله کرد تا او را تمیز کند اما حتی بعد از آن گاو به لیسیدن گوساله ادامه داد. مردم به سختی آنها را از هم جدا کردند و به مرور زمان گوساله به شدت مجروح شد.

Sahadeva picked arrow which fell near a mountain and saw a big boulder falling down hill crushing rocks and big trees but same big boulder was stopped by a small plant.

ساهادوا تیری را برداشت که در نزدیکی کوه افتاد و یک تخته سنگ بزرگ را دید که به پایین تپه سقوط کرد و سنگ ها و درختان بزرگ را خرد کرد، اما همان تخته سنگ بزرگ توسط یک گیاه کوچک متوقف شد.

All Pandavas per confused and surprised by the events they saw the those places and asked Krishna meaning of those incident occurring.

همه پانداواها از حوادثی که آن مکان ها را دیدند گیج و متعجب شدند و از کریشنا معنی وقوع آن حادثه را پرسیدند.

Krishna smiled and explained..

کریشنا لبخندی زد و توضیح داد..

“In Kaliyuga, the priests will have very sweet voice and will also have great knowledge but they will exploit devotees the same way cuckoo was doing with rabbit.

«در کالی‌وگا، کشیش‌ها صدای بسیار شیرینی خواهند داشت و دانش زیادی نیز خواهند داشت، اما همان کاری که فاخته با خرگوش انجام می‌داد از جانبازان بهره‌کشی می‌کنند.

In Kaliyuga poor will live among rich, those rich will have enormous amount of wealth which will actually overflow but they will not offer a single penny to the poor same as the four wells didn’t have a single drop of water for the empty well.

در کالیوگا فقرا در میان ثروتمندان زندگی می‌کنند، ثروتمندان ثروت بسیار زیادی خواهند داشت که در واقع سرریز می‌شود، اما یک پنی هم به فقرا تقدیم نمی‌کنند همانطور که چهار چاه حتی یک قطره آب برای چاه خالی نداشتند.

In Kaliyuga parents will love their children so much that their love will actually spoil them and will destroy their lives similar to the love shown by cow to her newborn calf.

در کالی یوگا والدین آنقدر فرزندان خود را دوست خواهند داشت که عشق آنها در واقع آنها را خراب می کند و زندگی آنها را مانند عشقی که گاو به گوساله تازه متولد شده خود نشان می دهد ویران می کند.

In Kaliyuga people will fall in terms of character like the boulder from the mountain and they will not be stopped by anyone at the end only the name of God will be able to hold them from doom like the little plant held the boulder from further fall.”

در Kaliyuga مردم از نظر شخصیت مانند تخته سنگی از کوه سقوط می کنند و هیچ کس در پایان آنها را متوقف نخواهد کرد فقط نام خدا می تواند آنها را از عذاب نگه دارد مانند گیاه کوچکی که از سقوط بیشتر تخته سنگ را نگه داشته است. ”