Who Will Teach Him

چه کسی به او آموزش خواهد داد

Who Will Teach Him

چه کسی به او آموزش خواهد داد

Who Will Teach Him:

چه کسی به او آموزش خواهد داد:

When Bankei held his seclusion-weeks of meditation, pupils from many parts of Japan came to attend.

زمانی که بانکی هفته‌های انزوا و مراقبه خود را برگزار کرد، دانش‌آموزان از بسیاری از نقاط ژاپن برای شرکت در آن شرکت کردند.

Once during such gathering, a man was caught stealing. Whole incident was reported to Bankei. After hearing the case Bankei didn’t took any action and ignored the incident.

یک بار در جریان چنین تجمعی، مردی در حال دزدی دستگیر شد. کل ماجرا به بانکی گزارش شد. پس از شنیدن پرونده، بانکی هیچ اقدامی انجام نداد و به ماجرا توجهی نکرد.

Just after one day of previous theft same man was caught stealing again. This time other people who were attending the gather demanding his expulsion from gathering.

درست پس از یک روز سرقت قبلی، همان مرد دوباره در حال سرقت دستگیر شد. این بار دیگر افراد حاضر در تجمع خواستار اخراج وی از تجمع شدند.

Even this time Bankei didn’t took any action against him.

حتی این بار بانکی هیچ اقدامی علیه او انجام نداد.

Later that day, all people present there drew up a petition, asking for dismissal of thief or else they will all will leave that seclusion.

بعداً در همان روز، همه افراد حاضر در آنجا طوماری تنظیم کردند و خواستار اخراج دزد شدند وگرنه همه از آن خلوت خارج خواهند شد.

When Bankei read that petition he called everyone before him and said, “You are wise brothers.. You know what’s right and what’s wrong..

وقتی بانکی آن عریضه را خواند، همه را فراخواند و گفت: «شما برادران دانا هستید.

You may go somewhere else to study if you wish.. but this poor brother doesn’t even know right from wrong.. Who will teach him if i don’t??

اگه بخوای میتونی بری جای دیگه درس بخونی.. اما این برادر بیچاره حتی درست و غلط رو نمیشناسه.. اگه من ندونم کی بهش یاد میده؟؟

I am not going to ask him to leave.. I am going to keep him here even if it means that all rest of you leave..”

من قرار نیست از او بخواهم که برود.. من او را اینجا نگه می دارم حتی اگر به این معنی باشد که بقیه شما بروید.»

Man who was caught stealing was also present there and after listening to Bankei, torrent of tears came down and his all desire to steal was vanished..

مردی که در حال سرقت دستگیر شده بود نیز در آنجا حضور داشت که پس از شنیدن صدای بانکی، سیل اشک سرازیر شد و تمام تمایل او به سرقت از بین رفت.

Moral:

اخلاقی:

Story Encourages us not to Rush Judging people and Learn to Forgive, To Compassionately help those who do not have the same tools that we have.

داستان ما را تشویق می‌کند که در قضاوت مردم عجله نکنیم و عفو کردن را بیاموزیم، و دلسوزانه به کسانی کمک کنیم که ابزارهای مشابه ما را ندارند.

We should Strive to lift them up just as we strive to lift ourselves and those we Love up despite their own Flaws.

ما باید تلاش کنیم تا آنها را بالا ببریم، همانطور که می کوشیم خودمان و کسانی را که دوستشان داریم علیرغم ایراداتشان بالا ببریم.