Why the Sun and Moon Live in the Sky>
چرا خورشید و ماه در آسمان زندگی می کنند؟
Why the Sun and Moon Live in the Sky
چرا خورشید و ماه در آسمان زندگی می کنند؟
Why the Sun and Moon Live in the Sky?
چرا خورشید و ماه در آسمان زندگی می کنند؟
Many years ago, the sun and water were great friends, and they both lived on the earth together. The sun often used to visit the water, but the water never returned the visits.
سال ها پیش خورشید و آب دوستان خوبی بودند و هر دو با هم روی زمین زندگی می کردند. خورشید اغلب از آب بازدید می کرد، اما آب هرگز بازدیدها را بر نمی گرداند.
At last, the sun asked the water why he never visited. The water replied that the sun's house was not big enough, and that if he came with all his people, he would drive the sun out of his home.
سرانجام خورشید از آب پرسید که چرا هرگز زیارت نکردی؟ آب جواب داد که خانه خورشید به اندازه کافی بزرگ نیست و اگر با همه مردمش بیاید خورشید را از خانه بیرون می کند.
The water then said, 'If you want me to visit you, you will have to build a bigger house. But I warn you that it will have to be very large, as I have many relatives and friends and we take up a lot of room.'
سپس آب گفت: "اگر می خواهی من تو را ملاقات کنم، باید خانه بزرگتری بسازی. اما من به شما هشدار می دهم که باید بسیار بزرگ باشد، زیرا من اقوام و دوستان زیادی دارم و ما فضای زیادی را اشغال می کنیم.
The sun promised to build a huge house, and soon afterwards he returned home to his wife, the moon, who greeted him with a broad smile.
خورشید قول داد که خانه ای بزرگ بسازد و اندکی بعد به خانه نزد همسرش ماه برگشت که با لبخندی گسترده از او استقبال کرد.
The sun told the moon what he had promised the water, and the next day they began building a large house to entertain the water and all his family and friends. When it was finished, the sun asked the water to come and visit him.
خورشید وعده آب را به ماه گفت و روز بعد شروع به ساختن خانه ای بزرگ کردند تا از آب و همه خانواده و دوستانش پذیرایی کند. وقتی کار تمام شد، خورشید از آب خواست که بیاید و او را ملاقات کند.
When the water arrived, he called out to the sun and asked him whether it would be safe for all his family and friends to enter, and the sun answered, 'Yes, you may all come in.'
وقتی آب رسید، خورشید را صدا زد و از او پرسید که آیا ورود همه خانواده و دوستانش امن است یا نه، و خورشید پاسخ داد: "بله، همه شما می توانید داخل شوید."
The water began to flow in, followed by the fish and all the other water animals.
آب شروع به سرازیر شدن کرد و به دنبال آن ماهی ها و سایر حیوانات آبی به راه افتادند.
Very soon, the water was knee-deep in the house, so the water asked the sun if it was still safe, and the sun again said, 'Yes, please come into my house.' So the water and all his family continued to come in.
خیلی زود، آب تا زانو در خانه رسید، بنابراین آب از خورشید پرسید که آیا هنوز سالم است، و خورشید دوباره گفت: "بله، لطفاً به خانه من بیا." بنابراین آب و تمام خانواده اش به داخل آمدند.
When the water was at the level of a man's head, the water said to the sun, 'Do you still want more of my people to come?'
هنگامی که آب در سطح سر یک مرد بود، آب به خورشید گفت: "آیا هنوز می خواهی از مردم من بیشتر بیایند؟"
Not knowing any better, the sun and the moon both said, 'Yes, the more the merrier.'
خورشید و ماه هر دو بهتر نمی دانستند، "بله، هر چه بیشتر بهتر است."
So more and more of the water's people came in, until the sun and the moon had to sit on top of the roof. When the water flowed over the top of the roof, the sun and the moon were forced to go up into the sky ...
بنابراین تعداد بیشتری از مردم آب وارد شدند، تا اینکه خورشید و ماه مجبور شدند بالای بام بنشینند. وقتی آب از بالای بام جاری شد، خورشید و ماه مجبور شدند به آسمان بروند ...
… and they have been there ever since.
... و از آن زمان تاکنون آنجا بوده اند.