Young Man in the Plane>
مرد جوان در هواپیما
Young Man in the Plane
مرد جوان در هواپیما
Young Man in the Plane:
مرد جوان در هواپیما:
Once a Sikh young man was traveling in first class of an airline. After flight took off, air hostess came to him and offered him complimentary drinks as per airlines guidelines.
یک بار یک مرد جوان سیک در حال مسافرت در فرست کلاس یک شرکت هواپیمایی بود. پس از برخاستن از پرواز، مهماندار هواپیما نزد او آمد و طبق دستورالعمل خطوط هوایی به او نوشیدنی رایگان ارائه داد.
Air hostess bought an alcohol drink, young man refused for that drink. Air hostess returned with that drink to her kitchen. After sometime she came back with another alcohol drink better looking than drink she had before.
مهماندار هوا یک نوشیدنی الکلی خرید، مرد جوان از آن نوشیدنی امتناع کرد. مهماندار هوا با آن نوشیدنی به آشپزخانه خود بازگشت. بعد از مدتی او با یک نوشیدنی الکلی دیگر برگشت که ظاهری زیباتر از نوشیدنی قبلی داشت.
Young man declined politely again for the drink. Air hostess felt surprised and bit troubled by this.
مرد جوان دوباره مودبانه از نوشیدنی خودداری کرد. مهماندار هوا از این موضوع متعجب و کمی ناراحت شد.
Air hostess took it to pride and wasn’t able to accept no for service and drink offered to young man. So, Just after a while she came back with more decorated drink and presented it to young man but again young man refused.
مهماندار هوایی آن را به غرور برد و نتوانست برای خدمت و نوشیدنی پیشنهادی به مرد جوان نه قبول کند. پس از مدتی او با نوشیدنی تزئین شده تر برگشت و آن را به مرد جوان تقدیم کرد، اما دوباره مرد جوان نپذیرفت.
Air hostess asked, “Sir, you feel a lack of service in the bid that due to which you are not drinking? This is complimentary..”
مهماندار هواپيما پرسيد: «آقا، در مناقصه احساس كمبود سرويس مي كنيد كه به خاطر مشروب نخوردن است؟ این کاملاً رایگان است.»
Young man replied, “I am follower of Satguru and i don’t drink alcoholic drinks.”
مرد جوان پاسخ داد: من پیرو ساتگورو هستم و مشروبات الکلی نمینوشم.
Air hostess still insisted him to take drink.
مهماندار هوا همچنان اصرار داشت که مشروب بخورد.
Young man replied, “Ok, if you insist so much i will drink but only on one condition, first ask your pilot to have this drink.. only then i will accept..”
مرد جوان پاسخ داد: "باشه، اگر اینقدر اصرار دارید که من مینوشم اما فقط به یک شرط، ابتدا از خلبان خود بخواهید که این نوشیدنی را بخورد. فقط در آن صورت میپذیرم."
Air hostess looked at him and with hesitation replied, “But sir he is on duty and if he drinks it then there is chance of plane crash..”
مهماندار هواپيما به او نگاه كرد و با ترديد پاسخ داد: اما آقا او در حال انجام وظيفه است و اگر بنوشد احتمال سقوط هواپيما وجود دارد.
Young man smiled and replied, “As you pilot can’t drink on duty.. similarly is with me.. I am always on duty and my duty is that I have to adhere to the words of my guru, as if your pilot is to save the plane in every situation, in the same way I have to save my faith.”
مرد جوان لبخندی زد و پاسخ داد: همانطور که شما خلبان نمی توانید در حین انجام وظیفه آب بنوشید. من هم همینطور است. برای نجات هواپیما در هر شرایطی، همان طور که باید ایمانم را نجات دهم.»
Air hostess felt ashamed for her behavior and apologized.
مهماندار هوایی از رفتار خود شرمنده شد و عذرخواهی کرد.